السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
330
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
كند ، لزوما نوشتن تحقق خواهد يافت . قصد ضرورى آن فعلى است كه مبدأ علمى آن ، صورت خيالى با كمك طبيعت و يا مزاج مىباشد . مثلا در مورد تنفس صورت خيالى همراه با طبيعت ، مبدأ شوق به آن است ؛ و در مورد كسى كه براى رفع خستگى از اين پهلو به آن پهلو مىشود ، و نيز حركات خاصى كه شخص بيمار انجام مىدهد ، صورت خيالى همراه با مزاج ، مبدأ شوق به آن مىباشد . علت « قصد ضرورى » ناميدن اينگونه افعال آن است كه در اين موارد طبيعت يا مزاج باعث مىشود ، تقريبا به طور ضرورى آدمى قصد آن كار را كند ، و قهرا شوق و ميل به آن در او حاصل گردد ؛ گويا قصد كار به هنگام تخيل آن ، در اين موارد ضرورى و قهرى است ، و انسان از خود اختيارى ندارد . قضاياى ذهنى قضاياى ذهنى قضايايى هستند كه محمول آنها يك امر ذهنى است اعم از آنكه موضوعشان نيز يك امر ذهنى باشد يا يك امر خارجى . محمول در قضاياى ذهنى ، مفهومى است كه حيثيت مصداق آن حيثيت ذهنيت است . يعنى هميشه مصداق آن در ظرف ذهن تحقق مىيابد و محال است كه مصداقى در عالم خارج داشته باشد . مانند : كلى ، جزئى ، نوع ، جنس ، فصل ، عرضى ، ذاتى ، معرّف ، حجت . همهء اينها مفاهيمى هستند كه ناظر بر ديگر مفاهيم ذهنى بوده و بر آنها تطبيق مىشوند . هميشه مفهوم است كه متصف به كليت و جزئيت مىشود و نيز هميشه مفهوم است كه نوع يا جنس يا فصل مىتواند باشد . حقايق خارجى نه كلى هستند و نه جزئى ، نه نوع هستند و نه جنس يا فصل . چنين مفاهيمى را معقولات ثانيهء منطقى مىنامند . و از اينرو هرگاه محمول قضيهاى چنين مفاهيمى باشد ، ظرف ثبوت مفاد آن قضيه ، ذهن خواهد بود ، يعنى « نفس الامر » چنين قضايايى ذهن است ، پس اگر مفاد يك قضيهء اينچنينى در ذهن ثابت باشد آن قضيه صادق است و در غير اين صورت كاذب مىباشد . قواى شوقيه قواى شوقيه عبارت است از : مبدأ ميلها و تمايلات طبيعى يا اكتسابى كه در وجود انسان هست ؛ مثل ميل به خوردن و پوشيدن و استراحت كردن . و ميل به مقام و كاميابى جنسى و تمايلات پدرى و فرزندى ، و تمايل به نوعدوستى ، و تمايل به علم و حقيقتجويى ، و تمايل به پرستش و هنر و صنعت و آفرينندگى ، و مانند آن . هريك از اين